لطفاً کتاب نخونید!

تو جامعه ما خیلی تاکید می شه که کتاب بخونید، اما تا حالا شده به مضرات کتاب خوندن فکر کنیم؟! بالاخره هر پدیده ای – حتی کتاب خوندن – حتماً‌ آسیب هایی هم داره … شاید عجیب به نظر برسه ولی در این متن کوتاه می خوایم در مورد یکی از مضرات جدی و خطرناک کتاب خوندن با هم صحبت کنیم.

اگر بخوایم مستقیم بریم سراغ اصل مطلب باید بگیم که کتاب ها می تونن در طرز تفکر ما اثر عمیقی به جا بذارن و نه تنها باعث تغییرات جزئی در رفتارهای ما بشن، بلکه باورهای ما رو هم دستخوش تغییر محسوسی بکنند. ممکن است دوستی در اینجا بگوید که “خب قرار نیست هر چیزی رو که در کتاب ها می خونیم، قبول کنیم. خدا به آدم عقل (قوه تمییز و تشخیص) داده. سبک-سنگین میکنه. تحلیل می کنه و بعد نتیجه می گیره” در پاسخ به این دوست عزیزمون باید بگم که متاسفانه انسان مدرن روی همین “عقل” خیلی حساب باز کرده بود. با اتفاقاتی که افتاد مثل جنگ های جهانی و …،‌ کم کم انسان به این نتیجه رسید که عقل او نمی تونه همه چیز رو به درستی تشخیص بده. این بود که پست مدرنیسم ها اهمیت کمتری برای عقل قائل شدند. اصلاً یه چیز دیگه. اگر عقل ما خیلی قوی بود، نمی گفتیم:” اشتباه کردم” البته اشتباه کردن دلایل مختلفی می تونه داشته باشه مثلاً‌ عدم دسترسی به اطلاعات لازم در زمان مشخص و …. با این وجود یک دلیل آن می تواند نقصان عقل باشد.

از طرف دیگر اگر کتاب نخونیم، ذهنمون رو در معرض آرا و ایده های مختلف قرار ندادیم و ذهنمون به صورت بسته ای شکل می گیره. اما راهکار چیه؟ البته من قصدم بیشتر فکر کردن در مورد این موضوع بود تا بخوام خودم راهکار ارائه بدم ولی شاید یکی از راهکارها انتخاب یک معیار دیگه به جز عقل باشه. مثلاً فلسفه زندگی یا دین. شاید یه راهکار دیگه اینکه صرفاً به عقل خودمون اکتفا نکنیم، مثلاً معیارمون نظرات خبرگانی باشه که در اون حوزه کار می کنند. البته این راه ها هم هر کدام آسیب های خودشو داره.

به عنوان پیشنهاد آخر که میشه از فردا هم به کارش برد این که “هر کتابی رو نخونیم!” برای انتخاب کتاب هم وقت بذاریم … مثلاً‌ من اخیراً‌ یه کتاب خیلی خوب در مورد رواقی ها خوندم با عنوان “فلسفه ای برای زندگی؛ رواقی زیستن در دنیای امروز” نوشته ویلیام اروین ترجمه محمود مقدسی نشر گمان که فوق العاده عالی ترجمه شده بود. هم از خوندنش لذت بردم و هم به درد زندگی ام خورد. البته صرفاً‌ به عقلم اکتفا نکردم و خط کش های خودم را هم همراهم اوردم. نظر شما چیه؟ چه جور انتخاب کنیم چه کتاب هایی بخونیم؟

کلاس اولی های کم شادتر!

امروز رادیو از یه خانمی که 20 سال معلم اول دبستانی بود، پرسید: ” به نظر شما بچه های کلاس اولی ده سال پیش با بچه های الان چه فرقی کردند؟” در جوابش چیزی گفت که منو به فکر فرو برد:” من احساس می کنم، نشاطشون کمتر شده. قبلاً‌ بچه ها از در و دیوار بالا می رفتند؛ با این که کنترلش سخت بود،‌ ولی سر حال بودن. از وقتی این تبلت و اینا اومده بچه ها انگار دیگه حال قبلنا رو ندارن. البته یه اتفاق خوبی هم افتاده و اون اینکه بچه ها پذیرششون نسبت به مدرسه بیشتر شده؛ مدرسه اومدن رو راحت تر قبول می کنن.” البته این تجربه این خانم بود. شما هم باهاش موافقین؟ ده سال دیگه وضع چه جوریه به نظر شما؟

راستی اخبار می گفت امسال حدود یک میلیون و چهارصد هزار کلاس اولی داشتیم که 25 هزار نفر بیشتر از پارسال است. یاد سالی که کنکور دادم افتادم که انقدر کنکوری رقابت می کردن و ظرفیت ها هم کم بود و شعار رویاهایت را “آزاد” انتخاب کن، انقدر پر رنگ نبود. فکر کنم حداقل از این نظر بچه ها و والدین کمی آگاه تر شده باشن و فقط برای والدین قبولی بچه هاشون با کلی نذر و نیاز و وقت و هزینه دیگه مثل سابق مهم نباشه. کلاً به نظرم در بعضی از حوزه ها ایران رو به رشده فقط ای کاش یه کم سرعتش رو بیشتر می کردن! البته این نظر منه. شما چی فکر می کنید؟ راستی وضع دانشگاه هامون به طور کلی خوب نیستا! راجع به این قضیه ان شالله بعداً بیشتر صحبت می کنیم با هم.

بوی دهان، غفلتی حیاتی!

یه بنده خدایی می گفت: “‌این خانمایی که انقدر به آرایششون می رسن، نمی دونم چرا اصلاً‌ حواسشون به بوی دهنشون نیست! یک کلمه می خواد از دهنشون خارج بشه، یه متر فرد پرت میشه اون ور!” یه بنده خدای دیگه هم توی رابطه عاطفی اش از این قضیه گله می کرد و می گفت:”اصلاً نمی دونم چه جوری باید بهش بگم!”. والا به نظر من این قضیه فقط مختص بنده خدا خانما نیست! مثل اینکه کلاً هممون باید علاوه بر بوی عطر و لباس خوب و …، جناب دهان عزیز را نیز فراموش نکنیم چه وقتی با شریک عاطفی مون طرفیم چه وقتی رفتیم یه مصاحبه مهم برای انتخاب شغل!

فکر کنم اول باید ببینیم دهنمون برای چی بوی بد می ده! بعضی وقتا عفونتی در لثه ها و دندونامون هست و تا برطرف نشه خوشبو کننده و آدامس و این چیزا جواب نمیده. بعضی وقتا شب پیشش استقبال شدیدی از سیر و پیاز کردیم! خشکی دهان هم بوی بد رو تشدید می کنه. کافی است برای این کار یه سرچی توی اینترنت بکنیم. نکته جالب اینه که خودمون خیلی وقتا اصلاً متوجه این نمیشیم که دهنمون بو می ده؛ چون ادم بعد از یه مدتی با بوی بد سازگار میشه. روش های مختلفی وجود داره که متوجه بشیم آیا دهانمون بو میده یا نه که با جستجوی “چگونه بفهیم دهانمان بو می دهد” در اینترنت پیدا می کنید که البته توی یکی از این سایتا نوشته “یکی از راحت‌ترین و دقیق‌ترین راه‌هایی که شما را از بوی دهان تان مطمئن می‌کند اینست که از نزدیکترین شخص به خودتان که با او کاملا راحت هستید بخواهید که این کار را برایتان انجام دهد” که اصلا به نظر کار باحالی نیست!! اون بدبخت چه گناهی کرده آخه؟! به جای اینکه کار می تونیم یه فنجان داخل دهنتون بذاریم و توش فوت کنیم، بعدش سریع بوش کنیم.

یه سری از اشتباهات رایج راجع به بوی بدن دهان را هم سایت تبیان اورده: مثلاً اینکه بی خودی به گردن پدر و مادر نندازین،‌ این قضیه ارثی نیست؛ اون طوری که این نوشته گفته چنین ژنی نداریم! یا اینکه کی گفته حتماً مشکل از روده و معده است؟! اتفاقاً‌ خیلی کم پیش میاد این طوری باشه. همیشه هم چاره دهان شویه و مشواک نیست. راستی میگن ماست هم دهن خوشبو می کنه. البته من خودم امتحان نکردم!

راستی اگر کسی می دونه چه طور به طرف مقابل بگیم دهنش بو می ده که ناراحت نشه بگه که من هم به بقیه بگم! خیلی ها می خوان بدونن. در ضمن تعارف آدامس حساب نمیشه 🙂